جولای 16, 2024
4 نکته کلیدی توافق ایران و عربستان با میانجیگری چین


هرازگاهی، خاورمیانه ای که از قبل قابل پیش بینی است، چیزی کاملاً غیرقابل پیش بینی را ارائه می دهد. آخرین مورد توافقی است که در پکن میان عربستان سعودی و ایران برای احیای روابط دیپلماتیک به امضا رسید.


چندین سال پس از قطع روابط رسمی دو کشور در سال 2016، عراق و عمان تلاش کردند تا این دو را به احیای روابط وادار کنند. به نظر می‌رسد که چین مخفیانه به واسطه‌گری پرداخت که به نظر می‌رسد بهبود قابل توجهی در روابط ایجاد شد و با این اقدام، تقریباً همه را متعجب کرد.


آیا این ضرب المثل تغییر بازی یا نقطه عطف است؟ یا این فقط یک چرخش موقت دیگر در هزارتوی بیزانسی خاورمیانه است؟ برای گفتن خیلی زود است. در حال حاضر، در اینجا چهار نکته مهم برای تأمل وجود دارد:


شماره 1: عصر طلایی در روابط عربستان و ایران وجود ندارد


تردیدی وجود ندارد که آنچه چینی ها میانجیگری کردند، پیشرفتی در روابط عربستان و ایران و شاید منادی روابط کارآمدتر و سازنده تر است. اما هر کسی که معتقد است ما در آستانه یک دوره طلایی بین تهران و ریاض هستیم، باید کمی منتظر بماند.


علت تقریبی گسست آنها در سال 2016 – اعدام روحانی برجسته شیعه نمر النمر توسط عربستان و واکنش ایران در حمله به سفارت عربستان بود – دهه‌ها تنش و رقابت‌های تلخ که به راحتی درمان نخواهد شد.


بله، مولفه ای از رقابت بین این دو کشور وجود دارد که به هسته تنش بین شیعیان فارس و سنی های عرب مربوط است. اما این هویت‌های سنتی نمی‌توانند دهه‌هایی را که این دو کشور با هم رقابت می‌کردند،  توضیح دهند.جوهر رقابت مربوط به یک دوره جدیدتر نیست و از نقطه عطف واقعی در سال 1979 سرچشمه می‌گیرد: زمانی که انقلاب اسلامی ایران به قدرت رسید که ایدئولوژی و سیاست‌هایش عربستان را به چالش می‌کشید، ایدئولوژی که عربستان مدت‌ها خود را حافظ آن می‌دانست. ناگهان، جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت رقیب در حال ترویج یک ایدئولوژی اسلامی انقلابی با ایده ای بسیار متفاوت و از طریق نیروهای نیابتی خود بود و نه تنها کشورهای سنی، بلکه دخالت قدرت های غربی در منطقه را هم به چالش می کشید.


 


 


همواره منافع عربستان و ایران در لبنان، عراق، یمن و سوریه که جمعیت شیعه قابل توجهی دارند، با یکدیگر تلاقی می کردند. و جنگ سرد، جایی که ایالات متحده به عربستان سعودی نزدیک شد در حالی که روسیه به ایران نزدیک‌تر شد، رقابتی را که در قلب آن مبارزه برای قدرت و نفوذ بود، عمیق‌تر کرد.


پویایی اساسی آن رقابت تغییر نکرده است. به این ترتیب، این احتمال وجود دارد که دستاورد اصلی این توافق کاهش تنش ها باشد تا ایجاد هرگونه تحول عمیق در روابط ایران و عربستان.


نگاهی به دهه گذشته یا بیشتر در منطقه باید دلیل آن را به شما بگوید. ایران و عربستان سعودی در جریان بهار عربی با هم درگیر شدند و بحرین تهران را به تحریک تظاهرات ضد دولتی در این کشور متهم کرد و برای سرکوب آنها از ریاض برای کمک نظامی استفاده کرد. در سوریه، شاهد حمایت ایران از رژیم بشار اسد، رئیس جمهور سوریه بودیم و در یمن حمایت عربستان سعودی از شورشیان سنی و جهادی ها و تلاش برای شکست حوثی های مورد حمایت ایران وجود داشت، و شاید شدیدتر از همه، در سپتامبر 2019، زمانی که هواپیماهای بدون سرنشین به دو تاسیسات نفتی عربستان حمله کردند، این تنش ها شدت گرفت.


باور اینکه کاهش درگیری در چنین منطقه وسیعی با بخش های محرک بسیار، به تنهایی با این توافق اخیر حاصل می شود، باورپذیری را به نقطه شکست می رساند.


روابط اقتصادی نیز به دلیل نگرانی عربستان در مورد نقض تحریم های آمریکا مختل خواهد شد. 


گفته می‌شود، سعودی‌ها به واشنگتن اطلاع داده‌اند که نتیجه اصلی این توافق این است که ایران با توقف حمله به منافع عربستان و حمایت از نیابتی های ضد سعودی موافقت کرده است. این که چقدر این روند ادامه خواهد داشت مشخص نیست. اما اگر این فقط یک آتش بس ستایش شده بدون تلاش هماهنگ ایران و عربستان برای به نتیجه رساندن همه چیز باشد، طولانی نخواهد بود.


شماره 2: دولت بایدن در حاشیه رها شد


وسوسه انگیز است که این تحولات اخیر را دور دوم تحقیر آمریکا ببینیم،  دور اول تصمیم اوپک پلاس در اکتبر 2022 بود که توسط ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان برای کاهش قابل توجه تولید نفت چند هفته قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا هدایت می‌شد.


و دور دوم، تمایل محمد بن سلمان برای اجازه دادن به چین، بزرگترین دشمن بین المللی واشنگتن، برای میانجیگری میان عربستان سعودی و ایران، بزرگترین دشمن منطقه ای واشنگتن، در زمانی که دولت بایدن تلاش می کند تا هر دو را تحت فشار قرار دهد، این مساله تصادفی نبود – و باعث شرمساری شد.


به هر حال، بدون رابطه با ایران، واشنگتن هیچ ظرفیتی – حتی اگر تمایلی هم داشت – برای انجام این نوع بازی دیپلماتیک نداشت. 


این قطعه ظریف دیپلماسی چین به وضوح نشان دهنده تغییر صفات منطقه ای بین قدرت های کوچکتر و قدرت های بزرگ است. محاسبات ایران روشن است: با عقب راندن کمپین تحریم‌ها و انزوای غرب، با آن دسته از بازیگرانی همسو می‌شود که میل مشترکی علیه ایالات متحده دارند. پکن بازار مهمی برای نفت ایران است. ایران به زودی به یکی از اعضای سازمان همکاری شانگهای (SCO) تبدیل خواهد شد. 


عنصر سعودی به دلیل روابط طولانی مدتش با واشنگتن، نقشش در این سه گانه کمی پیچیده تر است. ممکن است چینی ها برای جایگزینی ایالات متحده به عنوان شریک امنیتی اصلی ریاض به سختی تحت فشار باشند، اما واشنگتن دیگر ستاره شمالی نیست که عربستان سعودی سیاست خود را حول آن جهت گیری می کند. این جهان چند قطبی است و ولیعهد سعودی از قطب های دیگر (یعنی روسیه و چین) برای گسترش منافع کشورش و به عنوان اهرم فشار با واشنگتن استفاده کرده است.


بالاخره چرا بازی ملت ها را انجام ندهیم؟ محمد بن سلمان قصد خروج از روابط عربستان سعودی با روسیه در اوپک پلاس را ندارد و صحبت هایی درباره پیوستن عربستان به سازمان همکاری شانگهای وجود دارد. چین در حال حاضر یکی از بزرگترین بازارهای نفت عربستان سعودی است و نیروی دریایی ایالات متحده با حفظ امنیت خطوط دریایی از طریق خلیج فارس از این صادرات محافظت می کند. چین هیچ کنگره ای ندارد که روابط خود را در خارج از کشور متشنج کند، و همچنین در مورد حقوق بشر سؤالی نمی پرسد. و با تهدیدی که ایران ایجاد می کند، پکن می تواند مقابله مفیدی برای پیشگیری یا بهبود یک بحران بالقوه باشد.


وقتی صحبت از روابط بین‌الملل به میان می‌آید، وفاداری هرگز در این بخش از جهان مهم نبوده است. همانطور که سعود الفیصل وزیر خارجه فقید عربستان سعودی سال ها پیش بیان کرد: رابطه ایالات متحده و عربستان یک ازدواج مسلمان است، نه یک ازدواج کاتولیک – به این معنی که بیش از یک همسر مجاز است. به عبارت دیگر، سعودی ها طلاق از آمریکا را نمی خواهند، بلکه فقط خواستار ازدواج با کشورهای دیگر هستند.


شماره 3: یک برد (متوسط) برای چین


مطمئناً چین در اینجا برنده است. چین در سال‌های اخیر در تلاش برای ایجاد روابط نزدیک‌تر با عربستان سعودی بوده است – و در حال موفقیت است. سفر اخیر شی جین پینگ رئیس جمهور چین به این کشور در سال گذشته با هیچ یک از ناهنجاری ها و اصطکاک های سفر جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده همراه نبود. و برخلاف حمله او، سوءتفاهم، احساس خیانت و تهدید بایدن برای تحمیل « عواقب » برای اقدامات عربستان سعودی به دنبال نداشت. 


توافق دیپلماتیک ایران و عربستان اولین دیپلماسی مهمی بود که پکن در منطقه انجام داد و توجه بسیاری از رسانه ها را به خود جلب کرد.چین ایالات متحده را تحت فشار قرار داده، از انزوای کووید-19 خارج شده، دامنه نفوذ خود را از نظر سیاسی در منطقه ای که دیپلماسی ایالات متحده به طور سنتی در آن غالب بوده است، گسترش داده است و شاید تنش ها را در منطقه ای که برای منافع اقتصادی چین حیاتی است کاهش داده است.پکن در حصول اطمینان از اینکه در خلیج فارس درگیری نمی شود و صادرات نفت مختل نمی شود و روابط با عربستان سعودی و ایران بهبود پیدا می کند، سهم مهمی دارد.


در واقع، برنامه چین برای میزبانی نشست سران کشورهای عربی و خلیج فارس در اواخر سال جاری حاکی از آن است که پکن قصد دارد نقش خود را در منطقه ای که به طور سنتی تحت سلطه واشنگتن است، بیش از پیش گسترش دهد.


شماره 4: منطقه ای در حال تغییرات پی درپی


ایالات متحده از این توافق استقبال کرده است، اما می توان احساس کرد که دولت بایدن از هیاهوی دیپلماسی چین، و از انتقاد کسانی که می گویند پکن نقش ایالات متحده را دزدیده و از روابط تند واشنگتن با عربستان سعودی استفاده کرده، عصبانی است.برخی دیگر استدلال کرده‌اند که برخلاف چین، ایالات متحده نمی‌تواند میانجی معتبری باشد، زیرا هم در رقابت ایران و عربستان و هم در رقابت بین اسرائیل و ایران، مواضع طرفداری از یک طرف را داشته است.


اما این استدلال که این یک شکست بزرگ برای ایالات متحده است، بیش از حد است. اگر توافق عربستان و ایران واقعا تنش‌ها را کاهش دهد و راهی را برای پایان دادن به کابوس یمن باز کند، این اتفاق خوشایند خواهد بود اما صحبت از خروج آمریکا از منطقه ساده انگارانه است.


واشنگتن روابط مهم اقتصادی، امنیتی و سیاسی با بازیگران کلیدی منطقه را حفظ می کند. و نه چین و نه روسیه هنوز نمی توانند جایگزین واشنگتن به عنوان یک شریک امنیتی کلیدی برای اسرائیل و کشورهای عربی شوند. در واقع، در هفته گذشته وال استریت ژورنال گزارش جالبی در مورد چشم انداز بسته عادی سازی بین اسرائیل و عربستان منتشر کرد و سعودی ها آنچه را که نه از چین، بلکه از ایالات متحده برای عادی سازی با اسرائیل نیاز دارند، ارائه کردند.


شکی نیست که رابطه ایالات متحده با منطقه در حال تغییر است. تجربیات فاجعه بار ایالات متحده در عراق و افغانستان، تنظیم مجدد منابع و سیاست برای رویارویی با چالش های فزاینده در اقیانوس آرام، احساس فزاینده مبنی بر اینکه آنچه خاورمیانه را رنج می دهد فراتر از توان ایالات متحده برای ترمیم است، و ناکارآمدی داخلی خود آمریکا منجر به کاهش مرکزیت منطقه در اولویت های ایالات متحده و ایجاد فرصت های جدیدی برای چین و روسیه شده است. 


احزاب منطقه‌ای نیز – به‌ویژه اسرائیل و کشورهای خلیج‌فارس، که نگران کاهش محدودیت‌های آمریکا هستند- به یکدیگر نزدیک‌تر شده‌اند.


میانجی گری چین در توافق ایران و عربستان، نمادی از یک تغییر منطقه ای است که دیگر ایالات متحده را تنها طرف در محاسبات خود نمی بیند. ممکن است پذیرش آن برای قدرت بزرگ سخت و تنظیم مجدد برای آن سخت تر باشد. اما ممکن است چاره ای نداشته باشد. بازار خاورمیانه اکنون به گونه ای برای تجارت باز است که قبلاً هرگز وجود نداشته است و ایالات متحده تنها مشتری نیست.


FP


انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *